از ديرباز « تحريف» يكي از ابزارهايي بوده است كه دو گروه جاهل و مغرض، آن را به كار گرفته، از آن سود ميبردند و با تكرار آن نيز تلاش كردهاند موضوع تحريفشده را واقعيتي پذيرفته جلوه دهند.
از قرنها پيش و پيش از جنگهاي صليبي در غرب، تلاش ميشد كه چهره پيامبر ما را مخدوش نشان داده و آن حضرت را جنگطلب و به دور از صلح معرفي كنند؛ اقدامي كه تاكنون نيز توسط اقليتي در غرب ادامه دارد چنانكه آنها به رغم آنچه راجع به تساهل و تسامح و احترام به افكار و مقدسات ديگران مطرح ميكنند و حتي جامعه خود را سكولار معرفي ميكنند، هنوز پيشزمينههاي فرهنگي آنان از بين نرفته و با اينكه بين پيامبران هيچ اختلافي نيست و خداوند همه آنان را براي هدف واحد اصلاح و هدايت انسانها فرستاده، آنان به تلاش در فرق گذاشتن بين پيامبران ادامه داده؛ يكي را پيامآور صلح و دوستي و ديگري را به گونهاي ديگر معرفي ميكنند. جالب آنكه حتي رسانه ملي كشور ما هم اين باور را تبليغ ميكرد، بدون توجه به اين امر كه آنان اين لقب را براي حضرت مسيح(ع)، نه براي تجليل از آن پيامبر بزرگ الهي، بلكه در جهت تعرض به پيامبر خاتم در نظر گرفتهاند. حقيقت تلخي كه هر وجدان آگاه و هر انسان متعهدي را آزار ميدهد و با گذشت قرنها، هنوز كينه صليبي از اذهان، پاك نشده و هنوز به جاي تقويت روح دوستي، برادري و برابري و اخلاق كه پايه مشترك همه اديان الهي است، بر كوس نفاق و اختلاف و تفرقه انداختن حتي بين پيامبران ميكوبند و هر روز با سر گرفتن فتنهاي عليه خاتم پيامبران، اين پيامبر مظلوم و محبوب را مورد اهانت قرار داده و قلب ميليونها مسلمان و آزاده جهان را جريحهدار ميكنند، ولي به رغم اين همه، به شهادت قرآن و اقرار آن حضرت و سيره عملي و مشهود ايشان، پيامبر ما پيامبر اخلاق، صلح، دوستي، برادري، رحمت و محبت است و زندگي سراسر رنج و مشقت او گواه اين معناست و حفظ كينه جاهلي تا به امروز نسبت به آن حضرت، شاهد مظلوميت مضاعف آن گل سرسبد آفرينش است.
اكنون به اختصار درباره ويژگيهاي فوق توضيح داده ميشود:
1ـ قرآن كريم، آن بزرگوار را رحمتي براي همه بندگان و داراي اخلاق و خلق عظيم ياد كرده ـ و اينكه اگر جمعي گرد تو جمع آمدهاند، به خاطر سخن نرم و لين توست و اگر غير از اين بود، از تو گريزان ميشدند ـ و گشادگي سينه و شرح صدر او را ميستايد ـ تا آنجا كه ميفرمايد: بر او سخت ناگوار است مشكلاتي كه براي شما پيش ميآيد ـ و در آيه ديگر ميفرمايد: شايد تو بخواهي جان خود را در راه هدايت آنان فدا كني.
2ـ پيامبر اكرم(ص)، هدف از بعثت خود را اكمال رسالت پيامبران ديگر الهي و در جهت تكميل كمالات اخلاقي ميداند و آن بزرگوار، مأموريت خود را در ادامه رسالت آنان ميداند و سراسر قرآن كريم پر است از اعتراف و احترام و اعتقاد به پيامبران الهي گذشته و سرگذشت و رسالت آنان و نيز كتابهاي آورده شده توسط ديگر پيامبران الهي.
3ـ سيره عملي پيامبر اكرم(ص) در طول حيات (كه شايد بتوان آن را نيز معجزه آن حضرت به حساب آورد) و زندگي در بين قومي جنگجو و سركش و در پارهاي موارد، بيعاطفه، به گونهاي بود كه توانست از آن مردم، امتي بسازد كه كينهجويي را فراموش كنند و در لحظات قدرت و پيروزي مانند فتح مكه هم به پيروي از آن حضرت، صلح و آرامش را سرلوحه هدف خود قرار دهند. در برخي از موارد ايمانآورندگان به آن حضرت داستانهايي را از زمان جاهليت خود نقل ميكردند كه ايشان از ادامه بيان آن حوادث جلوگيري ميكردند و يا به تعبيري، تحمل شنيدن آن همه وحشيگري و بيعاطفه بودن را نداشتهاند. گريه كردن و عزاداري آن حضرت در از دست دادن فرزندشان ابراهيم و شهادت عمويشان حمزه(ع) در آن جامعه كه نوعي بروز عاطفه و احساسات و نشان دادن توجهات روحي شديد آن حضرت بود، اثرات خود را در جامعه از جاهليت درآمده مسلمان ميگذاشت و ارتباطهاي عاطفي شديدي كه پيامبر اكرم(ص) بين مهاجرين و انصار و ديگر مسلمانان ايجاد كرد، پيامي بود بر آناني كه سعي در حفظ خشونت جاهلي خود حتي در زمان اسلام داشتند.
4ـ عقد پيمانهاي برادري ميان مسلمانان
شكي نيست كه با ظهور اسلام، تحول عميقي در احكام و مقررات عربستان به وجود آمد. اين تحول به علت برنامهها و دستورهاي جديد اسلام و مستقيما با عقايد، افكار، آداب و رسوم جاهلي در تعارض بود. برخي از اين احكام را اسلام تأسيس و برخي ديگر را تأييد كرد و تغييرات و اصلاحاتي در آن صورت داد و مظاهر جاهلي را از آن حذف كرد؛ مانند كيفيت مراسم حج كه مظاهر شرك از آن حذف شد.
اينكه بعضي پيمانهاي برادري پيامبر ما را همان «حلف» و پيمان جاهلي ميدانند، بدون توجه به اينكه بدانند آنچه پيامبر ما انجام داد، برخلاف پيمان جاهلي حلف بود. در پيمانهاي پيامبر ما، رابطه بنده و مولا، ضعيف و قوي، ثروتمند و فقير و همه با هم در يك سطح قرار ميگرفتند و از خويشان هم به هم نزديكتر ميشدند و حتي به همديگر وصيت ميكردند تا آنجا كه فرمودند «لا حلف في الاسلام».
5ـ محو عصبيت قومي و قبيلهاي:
عداوت، دشمني، حقد و كينهاي كه از دوران جاهليت در دلها باقي مانده بود، به ويژه در ميان انصار، واقعيتي بود كه قرآن كريم به آن تصريح كرده است (زماني كه با هم دشمن بوديد). اين عداوت ساده و ظاهري نبود كه با ميانجيگري يك يا چند نفر برداشته شود، بلكه عمق اين معضل اجتماعي به گونهاي بود كه خداوند متعال، به پيامبر اكرم(ص) فرمود: « اگر تمام دارايي روي زمين را صرف ميكردي، امكان انجام اين عمل نبود» و خداوند اين عمل پيامبر را به خاطر اهميت و عمق و ارزش آن به خود نسبت داده است و اين يك كار شعاري ـ سياسي و مقطعي نبود كه در قالب لفظ و شعار خلاصه شود و همچنين، محور عصبيت به گونهاي كه به رغم حضور طوايف و قبايل و گروههاي مختلف در آن زمان مسلمانان امت واحده «المؤمنون اخوه» به حساب آمدند ـ ايجاد نظامنامه مدينه در جامعه اسلام، به گونهاي بود كه مشخصات فردي را نفي ميكرد. اين اقدام و استقبال از هيأتهايي كه به مدينه ميآمدند و پذيرفتن اسلام توسط آنان و دهها اقدام ديگر، معجزه جاودان پيامبر اكرم(ص) و نماد تحقق عملي فرمانهاي آن حضرت نبود، جز اينكه آن اسوه حسنه، خود تجسم عيني اخلاق، رحمت، محبت، صلح، برادري و برابري بود.
رئيس مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب